سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
90
زبور آل داود ( فارسى )
وان رفته با نادر شاه ملاقات و تفهيم حقايق گفتگوى علماى ملل مختلفه قلّ و دلّ كرده مرخص و مراجعت به ارض اقدس نمودند . بعد از مراجعت نادر شاه از كركوك و موصل به خراسان و منقلب شدن احوال ايران به جهت افغان ، او محافظت قلعهء مشهد مقدس را به آن جناب تفويض نموده خود روانهء دشت قبچاق و خبوشان گرديد و هفت هزار نفر افغان كه نادر شاه به جهت محافظت شهر در خدمت آن جناب گذاشته بود ، بعد از استماع قتل نادر شاه ، مجموع آنها را آن جناب از مشهد بيرون كرده جماعت قزلباش را به بروج قلعه تعيين فرمود و مسرعان قمر مسير به جهت اخبار و احضار عليقلى خان در سيستان روانه نمود . هر چند نصر اللّه ميرزا و امامقلى ميرزا ولدان نادر شاه از چناران كه هفت فرسخى مشهد مقدس است آمده از آن جناب خواهش دخول نمودند ، نظر به آن كه تمامى قزلباشيه و رعاياى ممالك ايران كمال توحش و تنفر از نادر شاه و اولاد او داشتند ، در آن وقت آنها متوسّل به قلى خان افغان و عطا خان اوزبك شده بودند كه در آن وقت با هفتاد هزار كس در حوالى شهر جام مجتمع بودند و اگر بار ديگر پسران نادرشاه به استصواب آنها به ايران مسلط مىشدند قتل و نهب عظيم در خراسان و ساير بلاد ايران روى مىداد و چون با عليقلى خان قزلباش را حسن ظنى بود ، لهذا دادن قلعه را به عليقلى خان اصلح و اسلم دانستند . بعد از آن كه عليقلى خان در كمال استعجال قريب به شهر رسيد ، به آيين متوليان سلف سركار فيض آثار كه به جهت پادشاهان معمول است ، جناب سيد محمد ميرزا به استقبال برآمده عليقلى خان را داخل شهر كرده در همان روز او را بر تخت سلطنت نشانيد و نام او [ به ] عليشاه عادل شاه شهرت يافت و نقش سكهء او اين است : گشت رايج به حكم لم يزلى * سكهء سلطنت به نام على تاريخ جلوس بيست و هفتم شهر جمادى الثانى سنهء 1160 ، بعد از جلوس ، به جهت مخالفت كرد چمشگزك ، عادل شاه آن جناب را همراه خود به خبوشان برده بعد از انتظام مهام آنجا به مشهد مراجعت نمود . چون عادل شاه ، به جهت قلع و قمع برادر خود ابراهيم ميرزا عازم صوب عراق و آذربايجان گرديده بود ، [ بودن ] آن جناب را در مشهد